روزها يكي پس از ديگري سپري ميشوند
خورشيد وماه مثل موش و گربه به دنبال هم ميدوند
آدمها يكي يكي از دنيا ميروند وكودكان معصوم يك به يك پا به دنياي
ظلم و جور ميگذارند بي خبر از همه چيز ياد ميگيرند
حرف بزنند بخندن و گريه كنن
كم كم بزرگ ميشوند و آنقدر گرگ ميبينند كه گرگ ميشوند
در عصر دود و ماشين عصر آسمان خراشهاي بزرگ
دوران انسانهاي كه حتي ميترسند گذشته خود را به ياد بياورند
انسانهاي كه از صبح تا شب دروغ ميخورند و دروغ برميگردانند
كودكان بزرگ ميشوند و ياد ميگيرند آنچه را كه نبايد بياموزند
اما............
زماني بود كه آدمها كفن پوش،غسل كرده و عاشق
هر صبح بر درگاهي شهر مي نشستند
آدمهاي كه بودن و عاشق مردن
اكنون جلادانند باساتور و تبرزين
اكنون مدعيان حقوق بشرند با توپ وتانك با
سلاحهاي هسته اي،شيميايي وميكروبي كه منتظرند
آري آنها هم مانند ما منتظرند آنها به انتظار نشسته اند تا به خيال پوچ
و بي اساس خود هنگام ظهور حضرت را به شهادت برسانند
وحال ما هستيم ماهستيم كه خود را منتظر و عاشق نشان ميدهيم در حالي كه فقط يك روز را به حضرت اختصاص داده ايم وآن زمان هم در ناله ها و ضجه هاي صبح سفيد جمعه به دنبال حل مشكلات دنيوي خود اشك را با فرياد بر روي گونه هايمان جاري ميكنيم
كم كم عشقها پوشالي شد
آرام آرام تبليغات براي ظهور حضرت جنبه درآمد زايي پيدا كرد
براي معروفيت و خود نمايي شروع به سرودن،گفتن ونوشتن كرديم
از روي عادت روي سر در خانه ها را با نام حضرت را زينت داديم
و بعد از هر صلواتمان وعجل الفرجهم گفتيم
و با قسم خوردن به جان حضرت كلاه برداري و اختلاص شروع شد
قسم به جان حضرت به صورت نقل و نبات از دهان كلاه برداران و نابكاران بر روي آسفالت داغ خيابانها ريخت
وكسي نيست براي جان جهان روح مكان و زمان با نيتي پاك و خالص گريه كند
كسي نيست براي انتظار سبز دوران ها!!!!!
واقعا كسي نيست
كسي نيست آن سوي خط نوشته هاي قشنگ مشق انتظار كه تعجيل درفرج را هق هق فرياد بزند
اين همه شهر اين همه خانه اين همه آپارتمان و آسمان خراش
به راستي كسي نيست كه جواب دهد كه چرا بايد مولای ما در بيابانها و صحراها زندگي كند
اين همه سفره رنگين آيا كسي هست كه يك شب حضرت را بر سر سفره افطار خود ميهمان كند
كجايند آن ياران
يكصدوسيزده عاشق
سينه چاك
دل سوخته
منتظر
و...
در دوراني كه احترام به پدر و مادر وفراموش شده
ربا،دروغ،دزدي،تجاوز،فروش دخترها،حيف وميل بيت المال وغيره...
براي خنده و شوخي انجام ميشود از كجا ميآيند آن ياران
ديگر كسي فرق گناهان كبيره و گناهان ديگر را نميشناسد و هر دو در نظر ميردم عادي جلوه گر شده اند
ميگويند:حلال و حرام چون از نظر نوشتاري شبيه هم هستند پس فرق چنداني نميكنند
هر چه ميخواهي بكن مهم آن است كه دلت پاك باشد
مردم ساده به راحتي فريب حرفهاي منكران صاحب الامر را
خوردند و ميخورند
همچنين در ترويج آن تمام سعي و تلاش خورد را به كار بسته اند
بي خبر از آنكه حضرت در بيابانهاي ذي الطوي سكنت گذيده
بي خبر از آنكه آقا در ميان مردم ميگردد و زندگي ميكند
ولي چشمان گنه كار ما
تمام خلق را ميبيند ولي او را كه شاه كار خلايق است نميبيند
تماماصوات ناهنجار،غنا،دروغ،فحش وناسزا را ميشنود
ولي مناجات روح بخش و دلنشين حضرت را نميشنود
و بيخبر از عشق با يكديگر به سمت سراب كورس رقابت گذاشته ايم
حرف آخر
كاش يماني ميآمد
كاش خراساني خروج ميكرد
كاش صداي صيحيه آسماني تمام كفار را نابود ميساخت
و اي كاش تمام علايم ظهور اكنون به وقوع ميپيوست
اين روزها براي خروج سفياني ملعون هم دعا ميكنم تا بلكه اسباب فرج سريعتر مهيا شود